ایماء
LostLord.com and http://Gallery.shamsozoha.com

My Embaled Heart

قلبم دیگر نمی خواهد همراهیم کند. خسته است از طپشهای بی حاصل. خسته است از برای تو نطپیدن!

و چشمم

و گوشم

و...


شنبه ٤ اسفند ،۱۳۸٦
نظرات


خوب نیستم...

او پرسید: «اى مریم! این را از کجا آورده‏اى؟!»

گفت:«این از سوى خداست. خداوند به هر کس بخواهد، بى حساب روزى مى‏دهد.»

.

.

خسته ام!


شنبه ٤ اسفند ،۱۳۸٦
نظرات


My Father's Cry

شاید در پاریس تو را ببینم...شاید در آمستردام...

چشمهایم را شسته ام برای دیدنت، به حق چشمهایت. میروم تا خاک تو را بیاورم...

شاید در پاریس بمیرم...شاید در آمستردام...


شنبه ٤ اسفند ،۱۳۸٦
نظرات


هيچ چيز کم ندارم...!

خیره میشوم به راهرو پل آبر پیاده.انگاریادم رفته.انگار یادم رفتی.کوله پشتی ام چه شکلی بود؟سیبم را شوت میکردم!هرگز از آن بالا تف نکردم روی ماشینها.ماشینها آدمها..!

یادم هست تو را ...


دوشنبه ٢٢ بهمن ،۱۳۸٦
نظرات


He is going to be sluttered

سوار و اسب او گردید سیراب

در آن وادی که بودی آب نایاب


جمعه ٢۱ دی ،۱۳۸٦
نظرات


Taste of Victory

بالاخره قبول شدم! حالا چی میگی؟؟

جمعه ۱٤ دی ،۱۳۸٦
نظرات


اعتراف

داره یادم میره!آروم آروم.از خستگی.کاش هیچ وقت طعم زندگی رو نچشی! وقتی میمیری دلت واسه اکسیژن تنگ میشه!

خسته ام...همش بهانه میگیرم..

 

دلم واسه خودم تنگ شده!

یکشنبه ٩ دی ،۱۳۸٦
نظرات


Busy

با چشم بسته میبینه!میفهمی؟؟؟

یکشنبه ٢ دی ،۱۳۸٦
نظرات


Nonesense Sense

حالم عجیبه! جگر پیوندی داره پس میزنه!!


جمعه ۱٦ آذر ،۱۳۸٦
نظرات


To the Destiny

بالاخره رفتم...به سوی سرنوشت...یه پروازه دربست!

جمعه ۱٦ آذر ،۱۳۸٦
نظرات


Outskirt

سلیم رفت و خاطراتم را با خود برد...خاطره های خیلی خیلی دور. تمام خاطره هایم میروند اما من دوباره قولم را شکستم!

جمعه ۱٦ آذر ،۱۳۸٦
نظرات


I Am Here and I Will Be

هر قرمزیی خون نیست!هر خونی خون نیست.خون جگر پاره پاره، فرق شکافته،  گردن بریده،شکم دریده!

کجایی که میخوان همه ما رو بکشن.مادرمون و خواهرمون، پدرو برادر.

کجایی؟

صدامو میشنوی؟پس چرا؟اسمت رو میخوان از رو زمین بردارن.

اسمت رو فریاد میزنیم تا کر بشن!...به گلوهامون برکت بده...

کشته میشوید و مادرانتان سنگ قبرتان خواهند شد.


جمعه ۳٠ شهریور ،۱۳۸٦
نظرات


God’s Blood

ارنی الطّعة الرِِّشیدة و والغّرة الحمیدة

...وگرنه فریاد میزنم و آنقدر خون که...

خسته ام...

یه عمره...تو که میدونی...

...

جمعه ۳٠ شهریور ،۱۳۸٦
نظرات


It would be a deadly confrontation

It’s time I told them where I stand and who was me!

 

!I don’t think so


جمعه ۳٠ شهریور ،۱۳۸٦
نظرات


من..تو..تو..من!

خورشید چشم تو٬ تشنه نگاهی...!پیشانی من٬نور...!حس٬حسی نزدیک...!

چشمم را روشن کن!


چهارشنبه ٧ شهریور ،۱۳۸٦
نظرات


A Fabulous Perceiver...An Exhausted Introvert...Excerpt of Creation

مردی از دورترین نقاط شهر آمد و گفت ای مردم از پیامبران پیروی کنید...

عید مبارک!

همه چیز رو به بهترین است...چشمم را روشن کن!


شنبه ٢٠ امرداد ،۱۳۸٦
نظرات


A Gift from Heaven..from You

مبارکه...از عیدی هم که قرار بدی ممنون!کمکم کن جبران کنم...


جمعه ٥ امرداد ،۱۳۸٦
نظرات


So-Called Peace - 1

I beg you!...Do not let peace becomes a fairy story. Do not let “Peace” becomes “Piss”. “Infant” or “Infantry”?? Gears move to chop human being. Natural laws are used to slaughter our neighborhoods technically!

No crying…Bleeding instead! No peace treaty…Extinction treaty instead!

Hey people…You must evacuate the earth! “Allah is forbidden here!” , “Devil is twinkling!”


جمعه ٢٩ تیر ،۱۳۸٦
نظرات


Bloody Sneakers…Bloody Tombstone…Bloody Ladylove…Blood Inundation

- بچه های عزیز چهار پنجم کره زمین را آب فرا گرفته است.

- خانم معلم!اما اگر زمین خونهایی را که درونش فرو رفته، بیرون بیریزد پنج پنجم زمین را خون فرا میگیرد و مریخیها زمین را سیاره سرخ مینامند!

(در حالی که موسیقی با شکوهی در حال پخش است!)


جمعه ٢٩ تیر ،۱۳۸٦
نظرات


My Fate Fountain

God is giving me a new source of paycheck!...New remedy!

Pray for me these days.

بالها گشاده...آماده پرواز. پریدن...با یک بال...چه حالی!آزادی یا مرگ...فرقی ندارد!هرجا که باشم اسمت با منست که اسمت عین بودنست!


جمعه ٢٩ تیر ،۱۳۸٦
نظرات