هيچ چيز کم ندارم...!

خیره میشوم به راهرو پل آبر پیاده.انگاریادم رفته.انگار یادم رفتی.کوله پشتی ام چه شکلی بود؟سیبم را شوت میکردم!هرگز از آن بالا تف نکردم روی ماشینها.ماشینها آدمها..!

یادم هست تو را ...

/ 0 نظر / 10 بازدید